همین روزها.......همین روزهاست ......که می ایم مینویسم تا بدانی....تا بدانند اسمان......سرخ سرخ می ماند چون رنگ ذات من که سرخ است و مشتاق باریدن......! نور خیره کننده ام رازودتر ببین که برای منتظران ایه رحمت است و رو نوشت امید است برای غم گساران ! همین روزها.... همین روزهاست که می ایم. خوش باش که رستگاری نزدیک است. من .......در ان صبح برفی سرد و اه به سحر نشسته ات را شنیدم تو هنوز به انتهای ها نرسیده صدای اجابتم را شنیدی و از نزدیکی دل محبوب به خود از ذوق مناجات برتر پریدی زمانی که سخت غمگین بودی و تنها !و در خاموشی سحر هزار فریاد و با زیباترین مکتوبات افرینش مانوس ! و مهر سجاده ات خیس از عطر بهشت ! من دیدم انتظار تو را..... و گفتم تا بدانی...... و نوشتم تا بخوانی.....